برای دریافت مشاوره، استعلام قیمت روز و انجام معاملات قانونی، مستقیماً با تمام کارشناسان زیر تماس بگیرید. با توجه به عرضه و تقاضا قیمت ها متغیر است.
🕋 دفتر رسمی خرید و فروش فیش حج اویسی
بهترین قیمت فیشهای تمتع و عمره؛ با اطمینان معامله کنید.
🗺️ خرید و فروش عمره و تمتع در کل کشور
بالاترین قیمت خرید و منصفانهترین قیمت فروش فیش.
🕊️ خریدار فیش واجب و عمره در سراسر ایران
پوشش سراسری با تمرکز ویژه بر خدمات استان تهران.
🧳 دفتر «نوای حج» – فقط استان خوزستان
خدمات رسمی نقلوانتقال با مجوز سازمان حج و زیارت.
🔥 خرید و فروش فوری فیش حج استان خوزستان
با سابقهترین مجموعه فعال در امور نقلوانتقال رسمی.
فیش حج : فیش مکه که بعداز خرید فیش حج و اعزام به مکه شامل طواف عبارت است از هفت دور (شوط) گرديدن به دور كعبه معظمه؛ با شرايط و واجباتى كه بيان مى شود.
ترك عمدى طواف
1 ـ طواف از اركان عمره است و اگر شخصى آن را عمدا ترك كند چه حكم آن را بداند و چه نداند، عمره او باطل مى شود. و وجوب ذبح يك شتر در همه احوال ـ چه حال علم و عمد و چه غير آن ـ موافق احتياط است.
2 ـ زمانى ترك طواف محقق مى شود كه اگر عمره را بخواهد بجا آورد، نتواند خود را به وقوف عرفات برساند كه در اينجا حج او مبدّل به «حج اِفراد» مى شود، و وجوب قضاى حج در سال آينده بر اين شخصْ قوى است.
ترك سهوى طواف
1 ـ اگر كسى طواف را سهوا بجا نياورد، هر وقت كه باشد آن را بجا مى آورد و در صورت مشكل بودن يا عدم امكان، نائب مى گيرد؛ و اگر سعى را بجا آورده آن را نيز بنابر احتياط اعاده نمايد. و در تمامى اين صورتها، عمره او صحيح است.
2 ـ هر گاه طواف را فراموش نمود و زمانى يادش آمد كه قضايش ممكن است، با همان احرامِ اول، قضا نمايد و تجديد احرام لازم نيست؛ و اگر از مكه خارج شده و يك ماه يا بيشتر بر آن گذشته، احتياطا براى داخل شدن مكه، احرامِ تازه ببندد مانعى ندارد.
6 ـ آنچه بر طواف كننده حلال مى شود، بر فراموش كننده طواف تا آن را شخصا يا نايبش قضا ننموده، حلال نمى شود.
شرايط طواف
طواف واجب، داراى شرايط و واجباتى است. ابتدا به بيان شرايط آن مى پردازيم:
شرط اول طواف: نيّت
1 ـ طواف بايد با نيّت و قصد قربت انجام شود.
2 ـ به زبان آوردن نيت لازم نيست و همين كه قصد داشته باشد كه طواف انجام دهد براى تقرب به خداوند، كافى است و حتى گذراندن از ذهن نيز لازم نيست. ولى اگر بخواهد نيّت را بر زبان آورد، مى تواند اين جمله را بگويد:
«هفت شوط طواف عمره تمتع انجام مى دهم ـ از حجة الاسلام يا غير آن ـ قربة إلى اللّه ».

شرط دوم طواف: طهارت از حدث
شرط دومِ طواف عمره تمتع و هر طواف واجب ديگر، آن است كه طواف كننده، غسل بر او نباشد و وضو هم داشته باشد، يا آنچه براى تحصيل طهارت در حالت اضطرار، به عنوان وظيفه معيّن شده است، دارا باشد.
در طواف مستحبى، داشتن وضو لازم نيست؛ ولى اگر بخواهد نماز طواف مستحبى را بخواند، بايد وضو بگيرد.
اگر در ميان طواف حدثى سر زند
اگر در اثناى طواف از طواف كننده، حدثى سر زند، چند حالت دارد:
1 ـ اگر پيش از رسيدن به نصفِ طواف باشد، خرید و فروش فیش حج ، باطل است؛
2 ـ اگر بعد از رسيدن به نصف باشد و سهوا اتفاق افتاده باشد، طواف را قطع مى نمايد و تحصيلِ طهارت مى نمايد و همان جا آن را ادامه مى دهد.
3 ـ اگر بعد از رسيدن به نصف باشد و حدث عمدا به وجود آمده باشد، احتياط آن است كه بعد از تحصيل طهارت آن طواف را تمام نمايد و نيز، طواف را اعاده نمايد.
شك در وضو و غسل در طواف
1 ـ اگر كسى قبل از طواف يا در اثناى آن، شك كند كه وضو يا غسل را انجام داده يا نه، بايد بنا بگذارد كه وضو يا غسل ندارد. باید هزینه ی خرید فیش حج را پرداخت باشد.
2 ـ اگر قبلاً با طهارت بوده مثلاً وضو گرفته بوده و شك كند كه آيا وضوى او باطل شده يا نه، اعتنا به شك خود نكند و بنابر طهارت بگذارد.
3 ـ اگر بعد از طواف شك كند كه آيا قبل از آن، طهارت لازم را تحصيل نموده يا نه، بنابر صحت طواف بگذارد ولى براى نماز طواف، وضو بگيرد.
اگر معلوم شود كه وضو يا غسل نداشته است

1 ـ كسى كه بعد از طواف يا در اثناى آن بفهمد كه وضو يا غسل نداشته، بايد طواف را اعاده نمايد.
1 ـ منظور از حدث آن است كه در بين طواف، وضوى كسى باطل يا زن حائض شود و يا مردى غسل بر او واجب شود.
2 ـ زنى كه حائض بوده و نمى دانسته و با همان حال، اعمال عمره را بجا آورده و بعد از تمام شدن اعمال فهميده، لازم است طواف و نماز را اعاده نمايد و احتياطا سعى و تقصير را بجا آورد.
كسى كه نمى تواند وضو بگيرد يا تيمم نمايد فیش حج نخریده باشد.
1 ـ هر گاه كسى نتواند براى طواف وضو بگيرد ـ ولو وضوى جبيره اى ـ بايد تيمم نمايد و طواف را بجا آورد.
2 ـ اگر كسى قدرت بر تيمم هم نداشته باشد، به حكم كسى است كه نمى تواند طواف را انجام دهد؛ پس اگر از برطرف شدن عذر خود مأيوس است، براى طواف نائب بگيرد؛ و احوط آن است كه خودش نيز بدون طهارت طواف نمايد.
3 ـ اگر كسى به هر علتى مثلاً دست او شكسته يا سوخته و نمى تواند وضو بگيرد يا بايد وضوى جبيره اى بگيرد، اگر به وظيفه اى كه براى او جهت نماز معين شده عمل نمايد، براى طواف و نماز آن كفايت مى كند.
كسى كه نمى تواند غسل كند
بانوانى كه عذر شرعى ـ مثل حيض يا نفاس ـ داشته اند و عذر آنان پايان يافته و نيز اشخاص جُنب، اگر قدرت بر غسل نداشته باشند، در آخرين وقت امكان، با تيمم طواف نمايند و نائب گرفتن لزومى ندارد و اگر از تيمم كردن هم عاجز باشند، بايد نائب بگيرند.
مسلوس و مبطون
كسى كه مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى ريزد يعنى «مسلوس» است اگر به همان دستورى كه براى نماز خود عمل مى نمايد جهت طواف عمل كند، كافى است. اما شخصى كه نمى تواند از خارج شدن غايط جلوگيرى كند، ـ يعنى مبطون است ـ بايد نائب بگيرد. و كسى كه از او باد خارج مى شود به حكم مسلوس عمل نمايد.
حكم طواف بانوانى كه عذر شرعى دارند
بانوانى كه عذر شرعى دارند و هنوز عذر شرعى آنان پايان نيافته است، حال آنان چند صورت دارد:
الف ـ در عمره تمتع اگر عذر شرعى آنها «حيض» يا «نفاس» باشد، بايد صبر كنند تا پاك شوند؛ و چنانچه وقت گنجايش نداشته باشد، يعنى به اعمال حج نمى رسند، نيّت احرام را به احرام حج اِفراد، نقل مى كنند و بعد از تمام شدن اعمال حج، عمره مفرده اى بجا مى آورند؛ و اگر به همين نحو عمل نمايند از حج تمتع آنها كفايت مى كند.
ب ـ در طواف حج تمتع اگر عذر شرعى آنها حيض يا نفاس باشد، بايد صبر كنند تا پاك شوند و چنانچه تا آخرين وقت ممكن كه در مكّه مكرّمه هستند، پاك نگردند، براى طواف حج و نماز طواف، نائب بگيرند و سعى را خودشان انجام دهند و مجددا براى طواف نساء و نماز آن نائب بگيرند.
ج ـ اگر عذر شرعى آنها «استحاضه» باشد، چه در عمره تمتع و چه طواف در حج اگر به دستورى كه جهت نماز عمل مى نمايند، براى طواف هم عمل نمايند، كفايت مى كند و طواف آنها در همان حال هم صحيح است.
1 ـ يعنى طوافى كه عمل هفتم خرید فیش حج است و بعد از اعمال منى است .
رخ دادن عذر شرعى براى بانوان در اثناى طواف
1 ـ اگر زنى در اثناى طواف، حيض شود، مشهور بين فقها اين است كه:
الف ـ اگر قبل از تمام نمودن دور چهارم طواف، حائض شود، طواف باطل مى شود.
ب ـ و اگر زنى بعد از تمام نمودن دور چهارم حائض شود، آنچه بجا آورده صحيح است، و اگر وقت گنجايش داشته باشد واجب است بعد از پاك شدن و غسل نمودن، بقيه آن را انجام دهد؛ و اگر وقت تنگ باشد، سعى و تقصير را انجام دهد و براى فروش فیش حج مُحرم شود و بعد از بازگشت از منى، بقيه طواف عمره را بجا آورد.
2 ـ اگر براى زن در اثناى طواف، استحاضه رخ دهد، به دستور بالا عمل مى نمايد مگر آنكه در فرض اول آن بتواند بدون فوت موالات، تحصيل طهارت نمايد؛ و در فرض دوم آن، بعد از عمل به دستور استحاضه، بقيّه طواف را انجام مى دهد و لازم نيست صبر كند تا پاك شود.
3 ـ هر گاه زنى بعد از طواف و قبل از نماز آن، حائض شود، طواف او صحيح است ونماز طواف را، بعد از پاك شدن بجا آورد؛ و اگر وقت تَنگ بود، سعى و تقصير را بجا آورد و نماز طواف را پيش از طواف حج قضا نمايد.
4 ـ اگر زنى در اثناء طواف حائض شد بايد فورا از مسجد الحرام خارج شود. و همچنين است زنى كه شك كند غسل حيض را انجام داده يا نه و در اين دو صورت اگر بتوانند واجب است اول تيمم نمايند سپس خارج شوند؛ و اين حكم در مردى كه شك در انجام دادن غسل جنابت نمايد، جارى است.
شك در زمان حيض
1 ـ هر گاه زنى پس از طواف و نماز آن، بفهمد كه حائض شده ونداند كه پيش از طواف يا نماز طواف يا در اثناى آن بوده يا بعد از نماز رخ داده، طواف و نماز او صحيح است. و اگر بداند قبل از نماز حائض شده است و وقت هم تنگ است ـ يعنى اگر بخواهد صبر نمايد به اعمال حج نمى رسد ـ سعى وتقصير نموده و نماز را تا پس از پاك شدن به تأخير مى اندازد و عمره اش صحيح است.
2 ـ اگر كسى شك دارد كه يكى از عذرهاى شرعى براى او اتفاق افتاده يا نه، مى تواند بنا بگذارد كه اتفاق نيفتاده و تحقيق و بررسى لازم نيست؛ و اگر بعدا متوجه شد كه عذرى براى او اتفاق افتاده بوده، بنا بگذارد كه در آخرين زمانِ امكان، اتفاق افتاده است.
اگر بعد از مسامحه، براى بانوان عذر شرعى واقع شود
1 ـ اگر زنى به مكه رسيدو مى توانست اعمال عمره را بجا آورد و مى دانست كه اگر بجا نياورد براى او حيض رخ خواهد داد، ولى در بجا آوردن اعمال كوتاهى كرد تا حيض شد و وقت براى اعمال با طهارت نداشت، عمره اش فاسد است و بايد به «حج اِفراد» عدول نمايد، پس از آن عمره مفرده بجا آورد، و فیش حج را در سال 1400 ـ بنابر احوط اگر اقوى نباشد ـ اعاده نمايد.
2 ـ در فرض قبل اگر براى او استحاضه اتفاق افتاد اگر به وظيفه مستحاضه عمل نمايد، كافى است.
شرط سوم طواف: پاك بودن بدن و لباس
1 ـ شرط سوم طواف آن است كه بدن و لباس طواف كننده پاك باشد، و حتى نجاستى كه در نماز هم بخشيده شده ـ بنابر احتياط ـ در لباس و بدن طواف كننده، نبايد باشد.
2 ـ هر گاه در اثناى طواف احتمال دهد كه در حال طواف نجاستى به لباس يا بدنش اصابت نموده، تحقيق لازم نيست ولى اگر علم پيدا نمايد.
اگر زخم و دُمَل و امثال آن در بدن بوده و در آن خون يا خونابه باشد و اجتناب از آن در بدن يا لباس سخت باشد، به صحت طواف ضررى نمى زند.
همراه داشتن اشياى نجس در طواف
بودن چيزهاى نجس همراه طواف كننده مانعى ندارد، مثل دستمال نجس؛ و همچنين است نجس بودن چيزهاى كوچكى كه در آن نماز خوانده نمى شود، مانند هميان و جوراب و امثال آن.
كسى كه نمى دانسته لباس يا بدن او نجس بوده يا فراموش نموده
1 ـ كسى كه نجس بودن بدن يا لباس خود را نمى دانسته:
اگر پس از طواف بفهمد ـ بنابر اظهر ـ طوافش صحيح است و نياز به اعاده ندارد؛ و همچنين است نماز طواف.
و اگر در اثناى طواف بفهمد كه لباس يا بدن او نجس بوده، احوط آن است كه طواف را قطع نمايد و لباس يا بدن را تطهير كند و طواف را تمام نموده و سپس اعاده نمايد.
2 ـ هر گاه كسى مى دانسته كه بدن يا لباسش نجس بوده ولى فراموش نمود و بعد از طواف يادش آمد، صحت طواف او خالى از وجه نيست.
نجس شدن لباس يا بدن در اثناى طواف
اگر طواف كننده در اثناى طواف، لباس يا بدنش نجس شود، طواف خود را قطع نمايد و لباس يا بدن را تطهير نمايد و طواف را از همان جايى كه قطع كرده بوده، تمام نمايد و بنابر اظهر نياز به اعاده ندارد اگرچه احوط است.
شرط چهارم طواف: ختنه
تحقق اين شرط در مردان و نيز بنا بر احتياط در اطفالِ پسر، لازم است، و طواف آنها اعم از طواف عمره و طواف حج و طواف نساء بدون ختنه، صحيح نيست.
شرط پنجم طواف: ستر عورت
1 ـ در هنگام طواف بايد مردها و زنها به نحوى كه در نماز شرط شده، بدنشان پوشيده باشد و لباس آنها غصبى نباشد و بلكه بنابر احوط ساير شرايطى را كه براى لباس نمازگزار شرط شده، دارا باشند.
2 ـ اگر سهوا مقدارى از موها يا اعضايى كه پوشانيدن آن در حال طواف بر بانوان لازم است، معلوم بوده، به صحت طواف ضرر نمى زند.
2 ـ حكم همراه داشتن اشياء غصبى در طواف، مانند حكم همراه داشتن آن در نماز است.
تعويض لباس احرام
طوافى كه در حال احرام انجام مى شود، لازم نيست با لباسى باشد كه در آن احرام صورت گرفته و تعويض آن مانعى ندارد ولى بايد آنچه مى پوشد، شرايط لازم را دارا باشد.
طواف با لباس دوخته
1 ـ پوشيدن لباس دوخته بر مردان مُحرم ـ چه در حال طواف و چه غير آن ـ حرام است و با عمد كفاره دارد ولى به صحيح بودن طواف، ضرر نمى زند.
2 ـ پوشيدن لباس دوخته براى مردان در طوافهايى كه بعد از خروج احرام انجام مى شود ـ مانند طواف نساء و طواف حج و طواف نساى فیش حج ـ جايز است.
منبع : Behjat.ir
فیش حج, خرید و فروش فیش حج, خرید فیش حج, فروش فیش حج, خرید حج, فروش حج, حج, کعبه, مکه, فیش مکه, طواف
عمره تمتع از پنج عمل تشكيل مى شود:
عمل اول عمره تمتع: احرام
افرادى مانند اهل ايران و غير ايشان كه شانزده فرسخ يا بيش از آن با مكه معظمه فاصله دارند، معمولاً به يكى از منظورهاى ذيل مُحرم مى شوند:
الف ـ احرام براى فیش حج عمره مفرده.
ب ـ احرام براى فیش عمره تمتع.
ج ـ احرام براى اعمال حج بعد از اعمال فیش عمره فیش تمتع.
اين سه مورد احرام، از جهت احكام با هم يكسان هستند و فقط از جهت نيت، مكان و زمان احرام فرق هايى دارند كه احكام خاص هر كدام در جاى مناسب ذكر مى شود؛ اكنون به توضيح احرام عمره تمتع مى پردازيم:
احرام عمره تمتع
اولين عملى كه در عمره تمتع صورت مى گيرد، «احرام» است. احرام ، يعنى پوشيدن لباس احرام و نيت و گفتن تلبيه؛ به كسى كه اين اعمال را انجام داده «مُحرم» مى گويند. بعد از احرام، دورى از محرّمات احرام بر مُحرم، واجب است و تا اعمال لازم را انجام ندهد، از احرام خارج نمى شود.
مكان احرام (ميقات)
جهت مُحرم شدن، مكانهاى مشخصى در شرع، تعيين شده است و بايد احرام عمره تمتع، از يكى از آنها واقع گردد و اين مكانها «ميقات» ناميده مى شوند.
مكان مُحرم شدن با توجه به اختلاف راههايى كه حجاج از آنها به طرف مكه معظّمه مى روند، يكى از اين پنج ميقات است:
1 ـ «مسجد شجره» (ذو الحليفه)
مسجد شجره در نزديكى مدينه واقع شده است و آن ميقات كسانى است كه بخواهند از راه مدينه به حج بروند؛ پس آن دسته از اهل ايران كه به صورت «مدينه قبل» از مدينه به مكه مشرّف مى شوند، ميقات آنها مسجد شجره است.
تأخير احرام از مسجد شجره
1 ـ افرادى كه از راه مدينه به مكه مشرّف مى شوند هر چند ميقات ديگرى به نام «جُحْفِه» در سر راه آنان باشد، لكن نمى توانند در حال عبور از ذوالحليفه بدون عذر احرام را تا جحفه به تأخير اندازند.
2 ـ تأخير احرام از مسجد شجره تا جحفه در وقت ضرورت، جائز است و جواز احرام با اين فرض از مسجد شجره و انجام دادن كار ضرورى و سپس كفاره دادن، محل تامل است، پس احتياط ترك نشود.
احرام در داخل مسجد شجره
1 ـ در صورتى كه ممكن باشد، احرام بايد درداخل مسجد صورت گيرد؛ و در حالت عادى، مُحرم شدن در بيرون مسجد يا محاذات آن، كافى نيست.
2 ـ احرام در مسجد شجره، احتياطا بايد در مكان مسجد قديم و اصلى صورت گيرد و در صورتى كه قسمت اصلى و قديمى معلوم نشود، مى توانند نذر احرام كنند و مُحرم شوند، يا به ظن اكتفا نمايند.
اگر ورود به مسجد ممكن نباشد
اگر در شرايطى امكان ورود به مسجد نباشد، احرام بستن از محاذات كافى است يعنى از طرف راست يا چپ مسجد قديم.
نحوه مُحرم شدن بانوانى كه عذر شرعى دارند
بانوانى كه به دليل عادت ماهيانه (حيض) نمى توانند داخل مسجد شجره توقّف نمايند، احرام آنها به يكى از گونه هاى ذيل، صورت مى پذيرد:
1 ـ اين كه با نذر مُحرم شوند، يعنى نذر نمايند كه قبل از مسجد مُحرم شوند و احرام آنها صحيح است.
2 ـ اگر بتوانند بدون توقف از دربى وارد مسجد شوند و از درب ديگر خارج شوند و در محلّ اصلى مُحرم شوند، احرام آنها صحيح است.
3 ـ اگر نتوانند داخل مسجد شجره شوند، در خارج مسجد در محاذات آن مُحرم مى شوند و بنابر احتياط در جحفه يا محاذى آن، احرام را تجديد مى نمايند؛ ولى اگر به علّت خواب يا فراموشى، تجديد احرام نكنند در صورتى كه نمى توانند به ميقات برگردند، همان احرام اول كافى است.
توضيح: زنانى كه عذر آنها استحاضه است، مى توانند در داخل مسجد توقف نموده و مُحرم شوند ولى نفاس مثل حيض است.
2 ـ «وادى عقيق»
وادى عقيق، ميقات اهل عراق و نجد و نيز ميقات هر كسى است كه از آنجا عبور مى كند و به حج مى رود.اين ميقات داراى سه قسمت است:1 ـ «سلخ» 2 ـ «غمره» 3 ـ «ذات عرق».
3 ـ «جُحفه»
«جحفه» ميقات اهل شام و مصر و مغرب و كسانى كه از آنجا عبور مى نمايند، مى باشد. افرادى كه به عنوان «مدينه بعد» از ايران به جدّه مى روند، از آنجا به جحفه رفته و مُحرم مى گردند.
ميقات در جحفه، خصوص مسجد نيست و از هر جاى آن مى توان مُحرم شد.

4 ـ «يلملم»
«يلملم» نام كوهى است و ميقات اهل يمن و هر كسى است كه از آنجا عبور مى نمايد.
5 ـ «قرن المنازل»
«قرن المنازل»، ميقات اهل طائف و ديگر افرادى است كه از آنجا عبور مى نمايند.
افرادى كه از محاذاتِ ميقات عبور مى كنند
1 ـ افرادى كه در مسير رفتن به حج، از خود ميقات عبور نمى نمايند ولى از محاذات آن مى گذرند، بايد از محاذات اولين و نزديكترين ميقات، مُحرم شوند
1 ـ مراد از محاذات آن است كه كسى كه به طرف مكه مى رود، به جايى برسد كه ميقات در يك خط راست عرفى در طرف راست يا چپ او واقع شود به گونه اى كه اگر از آنجا بگذرد، ميقات متمايل به پشت او شود.
محاذات با ميقات اگر خود شخص يقين يا اطمينان داشته باشد يااز پرسيدن اهل محل برايش گمان و مظنه حاصل شود كافى است.
2 ـ اگر از هيچ راهى نتوانست علم يا اطمينان يا گمان به محاذات پيدا نمايد، جواز احرام از اوّلين جايى كه احتمالِ محاذات مى دهد و تجديد آن در نزديكترين ميقات به مكه، محتمل است و بنابر احتياط اگر مى تواند بايد به ميقات برود يا به جايى كه محاذات به گونه مذكور در مسأله قبل برايش معلوم شود.
افرادى كه از ميقات يا محاذات آن، عبور نمى كنند
افرادى كه در حج از ميقات يا محاذى آن عبور نمى كنند، مكان احرام آنها يكى از محلهاى زير است:
1 ـ مكه مكرّمه، محلّ احرام اهل مكه و نيز مكان احرام براى حج تمتع است.
2 ـ منزل خود شخص، محل احرام براى كسى است كه منزل او از ميقات به مكه نزديكتر باشد.
مُحرم شدن به وسيله نذر
1 ـ گذشتن از ميقات بدون احرام جايز نيست ولى مقدم نمودن آن بر ميقات به وسيله نذر جائز است؛ يعنى هر كسى مى تواند نذر نمايد كه جلوتر مُحرم شود در اين صورت اگر نذر او مطلق جلوتر مُحرم شدن باشد، در هر جا كه خواست مى تواند مُحرم شود و اگر نذر نموده باشد از مكان خاصى مُحرم شود، از همان مكان مُحرم مى شود و نياز به تجديد ندارد و حتى اگر با احرام نذرى از ميقات هم عبور نكند مانعى ندارد.
2 ـ چنانچه كسى كه نذر نموده از ميقات جلوتر مُحرم شود، به نذر خود عمل نكند، اگر چه كفاره عمل نكردن به نذر بر او ثابت مى شود ولى احرام او در ميقات صحيح است.
3 ـ كسى كه جلوتر از ميقات مُحرم مى شود، بايد از محرّمات احرام دورى نمايد.
ثابت شدن ميقات
1 ـ براى تشخيص مكان دقيق ميقات بنابر احوط و اقوى، تحصيل علم لازم است؛ و اگر علم ممكن نباشد، اكتفا به گمانى كه از پرسيدن اهل اطلاع به اين اماكن حاصل شود، بعيد نيست
2 ـ اگر به هيچ وجه براى او علم و اطمينان يا گمان حاصل نشود، مى تواند با نذر جلوتر از ميقات مُحرم شود.
گذشتن از ميقات بدون احرام با عذر و از روى سهو
اگر كسى به خاطر عُذرى، مانند بيمارى يا فراموشى، يا ندانستن مسأله يا ميقات ـ در صورتى كه ندانستن از روى تقصير نباشد ـ بدون احرام از ميقات عبور نمايد، يا بعد از عبور از ميقات بفهمد احرامش باطل بوده چند صورت دارد:
1 ـ اگر بتواند به ميقات برگردد، واجب است برگردد و از آنجا مُحرم شود.
2 ـ اگر نتواند به ميقات برگردد:
الف ـ اگر به محدوده حرم نرسيده باشد، از همان جا مُحرم شود.
ب ـ و اگر به محدوده حرم رسيده باشد، چنانچه بتواند از حرم خارج شود، بايد خارج شود و مُحرم شود؛ و در اين دو صورت بنابر احتياط واجب، هر قدر مى تواند به نحوى كه حج از او فوت نشود از حرم فاصله بگيرد.
و اگر نتواند از حرم خارج شود، از همان جايى كه هست
مُحرم مى شود، هر چند وارد مكه شده باشد.
تذكر: خانمى كه حائض بوده و مسأله را نمى دانسته و بدون احرام از ميقات عبور نموده بر طبق مسأله بالا عمل مى نمايد.
گذشتن از ميقات بدون احرام عمدا
هر گاه كسى عمدا بدون عذرِ موجه بدون احرام از ميقات عبور نمايد و برگشتن به ميقات برايش ممكن نباشد، بنابر احتياط بايد به وظيفه شخصى كه با عذر احرام را ترك نموده عمل نمايد، و سپس قضا كند.
انجام دادن عمره بدون احرام
اگر از روى عذر مثل ندانستن مسأله يا فراموشى، عمره را بدون احرام بجا آورد، بعضى از فقها فرموده اند: «فیش حج عمره وى صحيح است»، ولى اين فرمايش، خالى از تامّل نيست و احوط بطلان آن است.
بازگشتن به قبل از ميقات بعد از احرام
افرادى كه در ميقات مُحرم شده اند، اگر خواسته باشند مى توانند به ما قبل ميقات بازگردند و بعد از مدتى براى انجام دادن اعمال به مكه بروند، ولى بايد از محرّمات احرام دورى نمايند؛ پس افرادى كه در مسجد شجره مُحرم مى شوند مى توانند به هر دليلى به مدينه منوّره مراجعت و سپس به مكه مكرّمه مشرّف شوند.
غسل و وضو و پاك بودن بدن براى احرام لازم نيست
كسى كه مى خواهد مُحرم شود، لازم نيست كه طهارت از حدث داشته باشد، يعنى اگر جُنب يا حائض يا مستحاضه يا نفساء باشد يا وضو نداشته باشد، احرام او صحيح است؛ و اگر بدن او پاك هم نباشد، ضررى به صحّت احرام وارد نمى كند، و حكم پاك بودن لباس احرام خواهد آمد.
لزوم خروج از احرام براى احرام بعد
1 ـ كسى كه براى عمره مُحرم شده است، بايد با انجام اعمال آن از احرام خارج شود تا بتواند براى عمره تمتع مُحرم شود؛ در اين فرض اگر ممكن باشد بايد براى احرام عمره تمتع به ميقات بازگردد.
2 ـ اگر كسى بدون اين كه از احرام خارج شود، عمدا يا سهوا مجددا مُحرم شود، احرام دوّم لغو و بى اثر است.
واجبات احرام
واجبات احرام سه چيز است:«پوشيدن لباس احرام (برمردان)»، «نيت» و «تلبيه»، كه احكام آن به تفصيل در ذيل ذكر مى گردد:
واجب اوّلِ احرام: پوشيدن جامه احرام
1 ـ يكى از واجبات احرام ـ بر مردان ـ آن است كه دو جامه بر تن نمايند به اين گونه كه يكى را دور كمر ببندند و ديگرى را روى دوش بيندازند.
2 ـ صحت احرام، متوقف بر پوشيدن جامه احرام نيست؛ هر چند پوشيدن آن، بر مردان واجب و ترك آن معصيت است.
3 ـ پوشيدن لباس احرام قبل از نيت و تلبيه واجب است و اگر كسى بعد از نيت و تلبيه، لباس احرام را بپوشد بنابر احتياط تلبيه و نيت را اعاده كند.
4 ـ پوشيدن بيش از دو جامه، مانعى ندارد.
5 ـ پوشيدن لباس احرام بر بانوان واجب نيست و مى توانند در لباسهاى عادى خودشان هم مُحرم شوند و بنابر احتياط لباس آنها در حال احرام پاك باشد.
6 ـ در پوشيدن لباس احرام، نيت و قصد امتثال فرمان الهى لازم است.
7 ـ گذاردن سنگ در جامه احرام و بستن آن با نخ و امثال آن، مانعى ندارد ولى بنابر احوط از گره زدن جامه احرام خوددارى شود.
مشخصات لباس احرام
1 ـ آنچه دور كمر بسته مى شود، به اندازه اى باشد كه از ناف تا زانو را بپوشاند و آنچه روى دوش انداخته مى شود به اندازه اى باشد كه روى دو شانه را بپوشاند به گونه اى كه «رداء» بر آن صادق باشد.
2 ـ آنچه دور كمر بسته مى شود، بدن نما نباشد و همچنين است بنابر احتياط آنچه روى دوش انداخته مى شود.
3 ـ بنابر احوط مجموع شرايطى كه براى لباس نمازگزار شرط شده، دارا باشد از جهت پاك بودن و زربافت و حرير خالص نبودن و امثال آن.
4 ـ لباس احرام نبايد دوخته شده باشد و پوشيدن لباس دوخته هنگام احرام، هر چند جايز نيست و با در صورت پوشيدن عمدى موجب كفاره است، ولى به صحت احرام ضرر نمى زند.
در آوردن جامه احرام
واجب نيست كه جامه هاى احرام هميشه در تن باشد بلكه درآوردن آنها و نيز عوض كردن آنها، مانعى ندارد.
نجس شدن لباس احرام يا بدن
اگر جامه احرام بعد از احرام بستن، نجس شود، احوط اين است كه هر چه زودتر تبديل يا تطهير شود و چنانچه بدن نجس شود، بنابر اظهر تطهير آن از جهت احرام لازم نيست.
واجب دوم احرام: نيت
نيت، يعنى انجام هر عمل با قصد، و كسى كه قصد دارد براى خدا جهت انجام دادن اعمال عمره تمتع، مُحرم شود و نيز قصد ترك محرّمات احرام را داشته باشد، نيت از او محقق شده و واجب نيست آن را بر زبان آورد ولى اگر بخواهد آن را بر زبان بياورد مى تواند اين جمله را بگويد: «مُحرم مى شوم به نيت عمره تمتع از فیش حج واجب يا مستحب قربةً الى اللّه ».
1 ـ اگر كسى اعمال عمره و حج را به صورت كامل نداند و بتواند قبل از هر عمل آن را ياد بگيرد، يا كسى او را راهنمايى كند و نيت او مُحرم شدن براى انجام دادن اعمالى باشد كه بر عهده اوست، كفايت مى كند.
2 ـ در احرام علاوه بر قصد قربت، لازم است كه نوع احرام را مشخص نمايد كه براى عمره است يا حج، براى حجِ واجب است يا مستحب يا نذرى و امثال آن.
3 ـ شخصى كه مى خواهد حج تمتع بجا آورد بايد به نيت احرام عمره تمتع مُحرم شود و اگر قبل از مُحرم شدن مى داند كه محتاج به بيرون رفتن از مكه مى شود، مى تواند اول به عنوان عمره مفرده مُحرم شود و اعمال آن را انجام دهد و از مكه خارج شود و مجدّدا به نيت عمره تمتع از ميقات مُحرم شود و فاصله شدن يك ماه معتبر نمى باشد.
4 ـ در تمام اعمال عبادى ـ اعم از نماز، روزه، حج و غير آن ـ جارى كردن نيت بر زبان و حتى گذراندن آن از ذهن، لازم نيست بلكه همين كه كار شخص با قصد و داعى باشد، كافى است.
واجب سوّم احرام: «تلبيه»
1 ـ بعد از پوشيدن جامه احرام و نيت نمودن، با گفتن تلبيه، احرام محقق مى شود. تلبيه عبارت است از: «لَبَّيكَ اللّهُمّ لَبَّيكَ، لبّيك لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ». و بنابر احتياط اين جمله بدان اضافه شود:
«اِنّ الحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ المُلْكَ، لا شَريكَ لكَ لَبّيك» و جائز است تكرار كلمه «لك» بعد از «و الملك» و ترك تكرار، مطابق اكثر روايات است.
و مضمونِ معناى آن اين است: «پروردگارا با كمال ميل، دعوت و فرمان تو را اجابت و اطاعت مى كنم، براى تو شريكى نيست، بدرستى كه ستايش تو را سزاست و نعمت و پادشاهى از آن تو است، شريكى براى تو نيست».
2 ـ گفتن تلبيه بيش از يك مرتبه واجب نيست ولى تكرار آن استحباب دارد.
افرادى كه قادر بر گفتن صحيح تلبيه نيستند
1 ـ كسى كه مى خواهد مُحرم شود لازم است كه الفاظ تلبيه را ياد گرفته و به طور صحيح ادا نمايد و اگر كسى نمى تواند تلبيه را صحيح ادا كند، ديگرى به او تلقين نمايد؛ و اگر تلقين هم ممكن نشد، آنچه مى تواند بگويد، و ترجمه فارسى را به آن ضميمه نمايد. و احتياط مستحبّ در اين صورت، جمع بين گفتن به مقدارى كه مى تواند و گفتن ترجمه و نائب گرفتن است.
2 ـ شخص گنگ و لال همراه با نيت قلبى، با انگشت خود براى تلبيه اشاره نمايد و زبان خود را حركت دهد و اگر اين كار ممكن نباشد، نائب بگيرد.
3 ـ هرگاه بخواهند شخص ديوانه يا بچه غير مميّزى را مُحرم نمايند، اگر خودشان قادر بر گفتن تلبيه نباشند، ديگرى به جاى آنها تلبيه بگويد.
شك در تلبيه
1 ـ اگر كسى بعد از پوشيدن لباس احرام و قبل از گذشتن از ميقات، شك نمايد كه تلبيه را گفته يا نه، بايد بنا بگذارد بر اين كه تلبيه نگفته و تلبيه بگويد.
2 ـ اگر بعد از گفتن تلبيه، شك كند كه آن را درست گفته يا نه، بنا بگذارد كه درست گفته و احرام و عمل او صحيح است.
3 ـ اگر بعد از گذشتن از ميقات شك نمايد كه تلبيه گفته يا نه، بنا بگذارد كه تلبيه گفته است.
زمان قطع تلبيه
1 ـ كسى كه براى عمره تمتع مُحرم شده است، هنگامى كه چشمش به خانه هاى مكه افتاد، تلبيه را قطع نمايد.
2 ـ كسى كه براى عمره مفرده، مُحرم شده است اگر از خارج حرم آمده باشد، هنگام داخل شدن به حرم، تلبيه را قطع نمايد؛ و چنانچه براى احرام عمره، از مكه بيرون رفته هنگام ديدن خانه خدا، تلبيه را قطع نمايد.
3 ـ كسى كه براى حج مُحرم شده است، هنگام ظهر روز عرفه، تلبيه را قطع مى نمايد.
حج و احرام اطفال و كودكان
1 ـ جائز است كه شخص نابالغ مُحرم شود، يا ديگرى او را مُحرم نمايد، و اگر به گونه صحيحى مُحرم شد، بايد با انجام اعمال به نحو صحيح، از احرام خارج شود و گرنه به حالت احرام باقى مى ماند، و محرّمات احرام بر وى حلال نمى شود.
2 ـ شخص غير بالغ بر دو گونه است:
الف ـ اگر به حدّى رسيده كه «مميّز» باشد، مى تواند خودش مُحرم شود؛ ولى اگر مُحرم شدن او موجب تصرّف در مال باشد ـ بنابر احوط ـ اجازه ولىّ (1) او، معتبر است.
1 ـ مراد از ولىّ شرعى در اين مقام، پدر و جد پدرى و وصىّ ايشان و امينِ حاكم، است؛ و ولايت مادر در احرام طفل و سائر اعمال حج، خالى از وجه نيست.
ب ـ اگر غير مميّز باشد، ولىّ او، احرام و ديگر اعمال او را بر عهده مى گيرد، لباسهاى احرام را به او مى پوشاند، و اگر خود طفل بتواند، هر چند با تلقين؛ تلبيه مى گويد وگرنه ولىّ او به جاى او تلبيه مى گويد، و او را از محرمات احرام باز مى دارد، و اعمالى را كه خودش مى تواند، بجا مى آورد و ولىّ از طرف او نيت مى نمايد، و هر عملى را كه خود طفل نمى تواند انجام دهد، ولىّ، به نيابت از او انجام مى دهد و همچنين است رمى جمرات؛ و اگر ممكن باشد كه سنگ ريزه را در دست طفل قرار دهد و ولىّ به آن كيفيت رمى نمايد، احوط است.
و نيز اگر ممكن باشد كه در حال طواف، هر دو طاهر باشند و نماز طواف را هر دو بخوانند، احوط است.
3 ـ آنچه از هزينه حج كودك كه مازاد بر نفقه عادى اوست، بر عهده ولىّ اوست، بلى اگر حفظ كودك متوقف بر بردن اوست، جائز است از مال خود او برايش خرج نمايند.
4 ـ چنانچه كودك به وسيله ولىّ مُحرم شود، پول قربانى او بر ولىّ اوست؛ و همچنين بر اوست كفاره در آنچه كه عمد و خطأآن كفاره دارد، بر ولىّ اوست، بلكه ثبوت ساير كفارات عمدى بر ولىّ، خالى از وجه نيست.
مستحبّات احرام
احرام داراى مستحبّاتى است از قبيل غسل و غير آن كه در بخش آداب و مستحبّات در قسمت پايان كتاب ذكر مى گردد.
محرّمات احرام
هر گاه كسى مُحرم شود، چيزهايى بر او حرام مى شود كه «محرّمات احرام» ناميده مى شوند و بايد از آنها اجتناب نمايد.
محرمات احرام بر چند گونه است:
الف ـ محرماتى كه بر همه ـ اعم از زن و مرد ـ حرام است.
ب ـ محرماتى كه فقط بر مردان حرام است.
ج ـ محرماتى كه فقط بر زنان حرام است.
مجموع محرمات ذكر شده، عبارتند از:
1 ـ شكار حيوان صحرايى.
2 ـ امور زناشويى.
3 ـ استمناء.
4 ـ عقد نكاح و شهادت بر آن.
5 ـ استعمال بوى خوش.
6 ـ پوشيدن لباس دوخته بر مردان.
7 ـ سرمه كشيدن.
8 ـ نگاه در آينه.
9 ـ پوشيدن چكمه و جوراب بر مردان.
10 ـ دروغ و دشنام.
11 ـ قسم خوردن به لفظ جلاله «اللّه».
12 ـ كشتن و انداختن جانوران بدن.
13 ـ زينت نمودن.
14 ـ ماليدن روغن به بدن.
15 ـ جدا نمودن مو از بدن.
16 ـ پوشانيدن سر بر مردان.
17 ـ پوشاندن صورت بر زنان.
18 ـ زير سايه رفتن براى مردان.
19 ـ بيرون آوردن خون از بدن.
20 ـ ناخن گرفتن.
21 ـ برداشتن سلاح.
22 ـ كندن درخت و گياه حرم.
تذكر:
بعضى از محرمات ـ مانند صيد و كندن درخت و گياه ـ بر همه افرادى كه در محدوده حرم باشند چه مُحرم باشند و چه مُحرم نباشند، حرام است.
كفّارات احرام با علم و عمد ثابت مى شوند
1 ـ اگر كسى محرّمات احرام را با علم و عمد مرتكب شود، در برخى موارد بر او كفاره ثابت مى شود كه توضيح آن خواهد آمد.
2 ـ اگر كسى سهوا و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله، محرّمات احرام را مرتكب شود بر او كفاره ثابت نمى شود مگر در «صيد» كه در هر صورت كفاره دارد.
توضيح محرّمات احرام
اول: شكار حيوان صحرايى
1 ـ شكار نمودن در حرم و كمك به شكار، براى مُحرم و غير او جايز نيست.
2 ـ در حال احرام نگهدارى شكار و لو قبل از احرام شكار شده باشد و نيز خوردن از گوشت شكار هر چند شكار كننده آن مُحرم نباشد، جائز نيست.
3 ـ شكار نمودن حيوان دريايى مانند ماهى ـ كه هم در دريا تخم مى گذارند و هم در دريا جوجه مى كنند ـ و نيز ذبح حيوانات اهلى و مرغ خانگى و گوسفند و امثال آن، مانعى ندارد.
4 ـ ملخ، جزء حيوان صحرايى است و كشتن و خوردن آن جائز نيست.
حكم حيوانات موذى
1 ـ هر حيوانى كه انسان از وى بر خود بترسد، كشتن آن جايز است؛ پس كشتن امثال مار و عقرب، مانعى ندارد.
2 ـ كشتن پشه و امثال آن اگر باعث اذيتى شوند كه عرفا قابل تحمّل نباشد، جائز است.
دوّم: امور زناشويى
در حال احرام دورى از امور مربوط به زناشويى و التذاذ، واجب است و اين امور چند گونه اند: گونه ( 1 ) :
نزديكى نمودن به هر نحو كه باشد، در اثناى عمره تمتع، و يا عمره مفرده و نيز در حج پيش از بجا آوردن نماز طواف نساء، بر شخص مُحرم، حرام است.
اگر در حال عمره واقع شود
اگر شخصى در حال عمره از روى علم و عمد به هر نحو نزديكى نمايد:
الف ـ اگر بعد از تمام نمودن سعى بين صفا و مروه باشد، عمره فاسد نمى شود ولى كفاره بر او واجب مى شود و كفاره اش يك شتر است.
ب ـ اگر اين عمل پيش از سعى واقع شود، علاوه بر وجوب كفاره، عمره اش نيز فاسد است ولى بايد عمره را تمام كند و اعاده نمايد؛ و اگر عمره تمتع باشد، پيش از اعمال حج، بايد آن را بجا آورد و اگر وقت تنگ باشد، حج او تبديل به «حج اِفراد» مى شود و بعد از آن عمره مفرده بجا مى آورد و احوط اعاده در سال آينده حج است.
اگر قبل از وقوف مشعر واقع شود
الف ـ اگر اين عمل با علم و عمد و با رضايت هر دو واقع شده باشد، حج هر دو فاسد مى شود و بايد حج را تمام نمايند و كفاره دهند و حج را در سال آينده اعاده نمايند، چه حجشان واجب و چه مستحب باشد يا از طرف خودشان باشد يا نائب باشند.
ب ـ اگر زن مجبور بر اين عمل بوده، حج او فاسد نمى شود و بر مرد دو كفاره ثابت مى شود و بر زن چيزى نخواهد بود.
كفاره: كفاره اين عمل در صورت دارائى يك شتر و در صورت متوسّط بودن، وضع او، يك گاو و در صورت فقر، يك گوسفند است.
تذكر: بنابر احتياط، لازم است در آن حج و حجى كه سال بعد انجام مى دهند از محلّ وقوع اين عمل تا پايان مناسك و نيز در بازگشت تا رسيدن به آن موضع بين زن و مرد جدايى باشد، ولى اگر از راه ديگرى بازگردند، ظاهرا تفريق مطلقا لازم نيست.
اگر بعد از وقوف مشعر واقع شود
الف ـ اگر اين كار از روى علم و عمد پيش از طواف نساء بلكه قبل از اكمال دور سوم آن واقع شود، كفاره بر او واجب مى شود ولى حج فاسد نمى شود و همچنين است بنابر احتياط اگر پيش از كامل به جا آوردن دور پنجم باشد.
ب ـ اگر بعد از دور پنجم طواف نساء، اين عمل واقع شود، حج او صحيح است و ـ بنابر اظهر و اشهر ـ كفاره هم ندارد اگر چه احتياط مستحب در كفاره دادن است.
اگر در عمره مفرده واقع شود
الف ـ اگر اين كار از روى علم و عمد بعد از سعى واقع شود، عمره اش صحيح است، ولى كفاره بر او واجب مى شود.
ب ـ اگر قبل از سعى باشد، عمره اش فاسد است و كفاره بايد بدهد و ظاهر فتاواى اصحاب اين است كه عمره تمتع نيز چنين است و همين موافق احتياط است. و لازم است ـ على الاحوط ـ كه همان عمره فاسد شده را تمام نمايد و بعد از آن اعاده كند.
تذكّر مهم: در تمامى موارد گذشته اگر اين كار سهوا يا از روى جهل واقع شود، عمره و حج، صحيح است و كفاره هم ندارد و اين حكم در تمامى محرّمات احرام به جز صيد جارى است.
گونه (2):
1 ـ شخص مُحرم، جايز نيست كه زن خود را از روى شهوت ببوسد و چنانچه اين كار واقع شد و منى هم خارج شد، يك شتر كفاره دارد؛ و اگر خارج نشد، يك شتر بنابر احتياط كفاره بدهد. و اگر بوسيدن زن، از روى شهوت نباشد، بنابر احوط يك گوسفند كفاره دارد؛ و احوط بلكه ظاهر اين است كه اين حكم در بوسيدن اجنبيه هم جارى است.
2 ـ اگر شخصى كه از احرام خارج شده، زن خود را كه هنوز از احرام خارج نشده ببوسد اگر چه زن راضى نباشد ـ بنابر احتياط ـ بايد يك گوسفند كفاره دهد.
گونه (3):
لمس كردن بدن همسر بدون شهوت مانعى ندارد و با شهوت بدون اين كه منى خارج شود، يك گوسفند كفاره دارد و با خروج منى بايد يك شتر كفاره دهد.
گونه (4):
1 ـ هر گاه مُحرم از روى شهوت به زن خود نگاه كند و منى بيرون آيد، بايد يك شتر كفاره دهد؛ و اگر از روى شهوت نگاه كند ولى منى بيرون نيايد، يا بدون شهوت نگاه كند و منى بيرون بيايد، كفاره ندارد.
2 ـ اگر به نحو حرام به زن اجنبى نگاه كند و منى خارج شود، اگر دارا باشد بنابر احوط يك شتر كفاره دارد؛ و اگر وضع او متوسط باشد، يك گاو؛ و اگر فقير باشد، يك گوسفند كفاره بدهد؛ و اگر منى خارج نشود، حرام مرتكب شده ولى ـ على الاظهر ـ كفاره ندارد.
3 ـ هر گاه مُحرم با همسر خود ملاعبه و شوخى نمايد و منى خارج شود، لازم است يك شتر كفاره بدهد.
سوم: «استمناء»
استمناء به هر نحوى كه صورت گيرد بر مُحرم حرام است، و بايد يك شتر كفاره بدهد و بعضى آن را باعث فساد حج دانسته اند و اين قول در مورد استمنايى كه در حال غير احرام نيز حرام است، احوط است.
چهارم: عقد نكاح
1 ـ ازدواج و عقد نمودن در حال احرام براى خود يا ديگرى، حرام است، چه آن ديگرى در حال احرام باشد يا نه، و چه عقدِ دائمى باشد يا غير آن.
2 ـ اگر در حال احرام، عقدى واقع شد، داراى چند صورت است:
الف ـ اگر شخصى كه مُحرم است براى خود زنى را عقد نمايد، در صورتى كه علم به حرمت داشته باشد، حرمت ابدى براى او حاصل مى شود، يعنى هيچ گاه نمى تواند با آن زن ازدواج نماید.
ب ـ هرگاه شخصى زنى را براى شخص مُحرم عقد نمايد و شوهر با آن زن نزديكى كند و علم به حرمت داشته باشند، بر هر كدام يك شتر واجب مى شود و بر زن نيز واجب مى شود اگر علم به حرمت داشته است.
3 ـ شاهد شدن در مجلس عقد، بر مُحرم حرام است و نيز بنابر احتياط گواهى دادن بر عقدى كه قبلاً واقع شده، جائز نيست اگر چه قبل از احرام شاهد بر آن بوده است.
پنجم : استعمال بوى خوش
1 ـ استعمال بوى خوش و انواع عطر و موادى كه مانند زعفران، بوى خوش دارند، اعم از اينكه استعمال آن به صورت بوييدن باشد يا خوردن و يا ماليدن، بر مُحرم حرام است و همچنين است پوشيدن لباسى كه بوى خوش در آن باشد، لكن حرمت در غير طيب مسلّم الحرمة ـ مانند روغنهاى خوشبو كه براى طيب استعمال مى شود و مشك و زعفران و عنبر و كافور و ورس ـ معلوم نيست بلكه جواز آن خواه به صورت بوييدن و يا استعمال، خالى از وجه نيست، هر چند احوط پرهيز از هر بوى خوش است.
2 ـ خوردن و بوييدن ميوه هاى خوشبو مثل «سيب» و «به» مانعى ندارد. و نيز بوييدن «خلوق» كه عطرى مخصوص است كه به كعبه معظّمه مى مالند، مانعى ندارد.
3 ـ گرفتن بينى از بو، دو حالت دارد:
الف ـ اگر مُحرم به خوردن يا پوشيدن هر طيب كه استعمال آن حرام است محتاج شود، بايد بينى خود را بگيرد.
ب ـ شخص مُحرم ـ بنابر اقوى ـ نبايد بينى خود را از بوى بد بگيرد، بلى تند رفتن براى فرار از آن مانعى ندارد.
كفاره: كفاره استعمال بوى خوش بنابر احتياط واجب يك گوسفند است.
ششم : پوشيدن لباس دوخته بر مردان
پوشيدن اشياى ذيل بر مرد محرم حرام است:
ـ لباسهاى متعارف، مثل پيراهن و عبا و شلوار؛
ـ هر لباسى كه دكمه دار باشد؛
ـ هر لباسى كه آستين دار باشد هرچند دوختنى يا بافتنى نباشد؛
ـ هر لباسى كه به هر نحوى دوخته شده باشد هر چند كم باشد، بنابر احوط.
ـ ساعتى كه بند آن دوخته شده باشد؛
ـ دمپايى دوخته شده.
ـ كفش دوخته شده، بنابر احتياط.
مواردى كه استعمال دوختنى حرمت ندارد
ـ كمربند و هميانى كه در آن پول گذاشته مى شود ـ بنابر اظهر ـ .
ـ پوشيدن فتق بندِ دوخته براى كسى كه به آن نياز دارد، ولى احتياطا كفاره دارد.
ـ استفاده از دست و پاى مصنوعى اگر پوشش صدق ننمايد.
ـ لحاف يا پتو جهت استفاده براى خواب، ولى سر را نپوشاند.
گره زدن لباس احرام و وصل آن به هم
احوط ترك گره زدن لباس احرام است و لو بعض آن به بعض ديگر باشد؛ و به وسيله مثل چوب و سنجاق و سوزن نيز بعض آن را به بعض ديگر وصل نكند ولى گذاردن سنگ و امثال آن و بستن آن با نخ و كش و مثل آن، مانعى ندارد.
تذكّر: پوشيدن لباس دوخته به هر نحوى كه باشد، براى زنان مانعى ندارد، مگر دستكش «قفّازين».
كفاره: كفاره پوشيدن لباس دوخته از روى علم و عمد، يك گوسفند است هر چند پوشيدن آن ضرورى باشد؛ مگر كسى كه جامه اى را كه دور كمر مى بندند ندارد كه در اين صورت اگر بجاى آن شلوار بپوشد، در وجوب كفاره تامّل است.
هفتم: سرمه كشيدن
سرمه كشيدن در حال احرام، داراى دو صورت است:
الف ـ كشيدن سرمه سياه به قصد زينت يا با صدق تزيّن، حرام است ولى بدون قصد زينت براى مداوا مانعى ندارد.
ب ـ احتياط در ترك استعمال سرمه اى است كه سياه نباشد با قصد زينت و نيز احتياط در ترك سرمه اى است كه بوى خوش در آن باشد، ولى اگر سرمه، سياه نباشد و بوى خوش در آن نباشد، بدون قصد زينت، استعمال آن مانعى ندارد.
كفاره: سرمه كشيدن كفاره ندارد.
هشتم : نگاه در آئينه
1 ـ نگاه كردن در آيينه اگر:
الف ـ جهت زينت باشد حرام است؛
ب ـ اگر نگاه كردن به آئينه به منظور زينت نباشد، مانند مريضى كه به نگاه كردن نياز دارد، يا نگاه كردن راننده در آئينه ماشين براى ديدن عقب و امثال آن، مانعى ندارد.
2 ـ عينك زدن بدون قصد زينت براى زن و مرد ـ بنابر اقوى ـ مانعى ندارد.
3 ـ نگاه كردن در اجسام صيقلى غير از آئينه، مانند شيشه و غير آن، مانعى ندارد.
كفاره: نگاه در آينه كفاره ندارد.
نهم : پوشاندن تمام روى پا براى مردان
1 ـ پوشيدن چكمه و جوراب بر مرد مُحرم، حرام است؛ و احوط ترك پوشيدن هر چيزى است كه تمام روى پا را بپوشاند و لو اين كه مانند چكمه و جوراب نباشد البته در صورتى كه صدق كند؛ ولى پوشاندن پشت پا بدون صدق پوشش مانعى ندارد.
2 ـ اگر براى مرد مُحرم، دمپايى و امثال آن كه روى پا را نمى پوشاند، پيدا نشد و پوشيدن چكمه و جوراب ضرورى شد، احتياط مستحب آن است كه روى آن را بشكافد.
كفاره: ندارد.
دهم : دروغ و دشنام
1 ـ دروغ و دشنامِ حرام، حرمت آن در حال احرام شديدتر است.
2 ـ فخرفروشى براى اثبات برترى خود و امثال آن اگر موجب اهانت به ديگران شود، فى حدّ نفسه حرام است و اگر موجب اهانت نشود، حرام نيست.
كفاره: ندارد.
يازدهم : قسم خوردن به لفظ جلاله «اللّه»
1 ـ قسم خوردن به لفظ جلاله به صورت «واللّه» و «باللّه» و نيز «لا واللّه» و «بلى واللّه» كه به آن «جدال» گفته مى شود، بر مُحرم حرام است.
2 ـ چند مورد از حرمت قسم خوردن، استثناء شده است:
الف ـ اگر به وسيله قسم خوردن حقى ثابت شود يا باطلى از بين برود، قسم خوردن مانعى ندارد.
ب ـ اگر قصد او قسم خوردن نباشد، بلكه غرض ديگرى داشته باشد، مانند اظهار محبت يا تعظيم، مثل اين كه بگويد: «تو را بخدا از اين غذا ميل كن» مانعى ندارد.
كفاره قسم خوردن
الف ـ اگر قسم او براى سخن راست باشد و از دو مرتبه نگذشته باشد، كفاره ندارد و بايد استغفار نمايد.
ب ـ اگر از دو مرتبه بيشتر قسم خورده باشد به صورت پى در پى، يك گوسفند كفاره دارد؛ و اگر پى در پى نباشد، وجوب كفاره مورد تامّل است.
ج ـ اگر قسم او براى سخن دروغ باشد، در يك مرتبه يك گوسفند؛ در مرتبه دوم به صورت پى در پى ـ بنابر احتياط ـ يك گاو و بلكه خالى از وجه نيست؛ ودر سه مرتبه پى در پى، تخيير ميان گاو و شتر، خالى از وجه نيست. و در صورتى كه پى در پى نباشد و در بين آنها كفاره نداده باشد اثبات اين كفاره محل تأمّل است
د ـ در صورتى كه قسم خوردن، جائز باشد، على الاظهر كفاره ندارد.
دوازدهم: كشتن و انداختن جانوران بدن
1 ـ حرمت كشتن شپش و انداختن آن از بدن و لباس مُحرم، خالى از وجه نيست؛ و جابجا كردن آن اگر موجب افتادن آن نشود، مانعى ندارد؛ و در غير شپش ـ مثل كك ـ حرمت كشتن آنها موافق احتياط است و تاراندن آنها جائز است.
كفاره: كفاره كشتن يا انداختن شپش، بنابر احتياط واجب، دادن يك مشت طعام به فقير است.
سيزدهم: زينت نمودن
1 ـ به دست كردن انگشتر به قصد زينت، بر مُحرم حرام است؛ ولى به قصد استحباب مانعى ندارد.
2 ـ حنا بستن اگر براى زينت باشد، جواز آن مورد تأمّل است؛ ولى اگر قبل از احرام حنا ببندد به طورى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند بنابر اظهر مانعى ندارد.
3 ـ آرايش كردن زنان و رنگ كردن موها و ماليدن كِرِم به بدن جهت زينت در حال احرام، جايز نمى باشد.
4 ـ پوشيدن زيورآلات و طلاجات به قصد زينت بر بانوانِ مُحرم، حرام است ولى پوشيدن زيورى كه پيش از احرام عادت به پوشيدن آن داشته، مانعى ندارد ولى نبايد آن را به شوهر خود و ديگر مردان نشان دهد.
چهاردهم: ماليدن روغن به بدن
1 ـ ماليدن روغن به بدن هر چند خوشبو هم نباشد ـ على الاقوى ـ جايز نيست مگر لازم و ضرورى باشد.
2 ـ ماليدن روغن به بدن اگر بوى خوش داشته باشد، قبل از احرام هم به نحوى كه قطعا تا حال احرام بوى آن مى ماند جايز نيست؛ و اگر ماليد، در صورت امكان بايد صبر كند تا بوى آن از بين برود.
كفاره: اگر روغن بوى خوش داشته باشد كفاره آن يك گوسفند است هر چند براى ضرورت ماليده باشد على الاحوط؛ و اگر بوى خوش نداشته باشد، كفاره ندارد.
پانزدهم: جدا نمودن مو از بدن
1 ـ شخصى كه مُحرم است نبايد موى خود يا ديگرى را هر چند يك مو باشد، از بدن جدا كند، خواه آن شخص ديگر مُحرم باشد و يا نباشد؛ و چه به وسيله ماشين برقى باشد يا دست و يا غير آن.
2 ـ كندن مو در موارد ضرورت، استثنا شده است مثل اين كه:
ـ اگر موجب زياد شدن جانورانى مثل شپش شود؛
ـ بلندى مو موجب سردرد و يا ناراحتى ديگر شود يا مثلاً در چشم باشد.
3 ـ آنچه خود به خود كنده مى شود به سبب وضو و غسل مانعى ندارد و اظهر در آن عدم وجوب فديه است.
4 ـ خاراندن بدن و سر به طورى كه مويى نيفتد، مانعى ندارد.
كفاره: كفاره كندن و تراشيدن مو بر چند گونه است:
الف ـ اگر سر خود را بتراشد چه ضرورى باشد و چه نباشد، كفاره اش يك گوسفند است، يا سه روز روزه، يا سير كردن ده فقير اگر چه سير كردن به بيش از يك مد باشد بنابر احتياط ولى كمتر از يك مد ندهد.
ب ـ اگر موى زير هر دو بغل خود را بكند، كفاره اش ـ بنابر اقوى ـ يك گوسفند است و اگر موى يك طرف را بكَند، سه فقير را طعام دهد.
ج ـ اگر با عدم اطمينان به افتادن مو به سر و صورتش دست بكشد، و چيزى از مو بيفتد، بايد يك مشت طعام به فقير بدهد.
شانزدهم: پوشاندن سر بر مردان
1 ـ پوشاندن سر يا قسمتى از آن و نيز سر را به زير آب فرو بردن، جايز نيست و همچنين است پوشاندن گوشها. و گذاردن و حمل كردن چيزى روى سر، بنابر احتياط جائز نيست و همچنين است فرو بردن سر در غيرآب از مايعات ديگر.
2 ـ مواردى از حرمت پوشاندن سر، استثنا شده، يا پوشاندن صدق نمى كند:
الف ـ بستن دستمال به جهت سر درد و نيز انداختن بند مشك ؛
ب ـ گذاردن سر روى بالش و لو اين كه قسمتى از سر در آن داخل شود؛
ج ـ دوش گرفتن؛
د ـ خشك نمودن سر البته اگر اين كار را به تدريج انجام دهد.
3 ـ احوط و اولى ترك پوشاندن سر به وسيله اعضاى بدن ـ مانند دست ـ است در غير موارد ضرورت عرفى يا شرعى، مثل وضو و غسل اگر چه مستحب باشد؛ هر چند جواز خالى از وجه نيست.
4 ـ بر سر داشتن موى مصنوعى در حال احرام، اشكال دارد.
كفاره: كفاره پوشاندن سر، يك گوسفند است؛ و اگر پوشاندن تكرار شد و دربين آنها كفاره داد، اقوى تعدد كفاره است؛ و اگر نداد احوط تكرار نمودن كفاره است خصوصا اگر بدون عذر پوشانده باشد و خصوصا اگر پوشاندن در چند مجلس صورت گرفته باشد.
هفدهم: پوشاندن رو بر زنان
1 ـ بانوان در حال احرام نبايد تمام صورت خود و يا قسمتى از آن را به وسيله پوشيه يا نقاب و امثال آن، بپوشانند.
2 ـ موارد ذيل از حرمت پوشاندن، استثناء شده است:
الف ـ سر بر بالش گذاردن در حال خوابيدن
1 ـ يعنى حوله يا پارچه را روى سر نيندازد بلكه مثلاً مقدراى از آن را در دست بگيرد و بر قسمتهاى سر بكشد تا خشك شود.
ب ـ اگر پوشاندن لازم باشد، مانند جلوگيرى از مگس و امثال آن، مانعى ندارد.
ج ـ پوشاندن قسمتى از صورت براى نماز جهت اطمينان حاصل نمودن به رعايت پوششِ نمازى، مانعى ندارد ولى بعد از نماز بايد فورا آن را بردارد.
د ـ آويزان نمودن مثل چادر جلوى صورت در حال نماز يا جهت رو گرفتن از نامحرم بلكه مطلقا، مانعى ندارد و لازم نيست كه از تماس آن با صورت جلوگيرى نمايند.
هـ ـ خشك كردن صورت اگر به تدريج انجام شود، جايز است.
كفاره: در ثابت شدن كفاره ـ يك گوسفند ـ براى پوشاندن صورت بر زنان، تامّل است.
هجدهم: زير سايه رفتن
مردان در هنگام حركت در روز، نبايد زير سايه متحرك بروند اگرچه منحرف از بالاى سر باشد على الاحوط، ولى زير سايه ثابت رفتن، مانعى ندارد.
1 ـ زير سايه رفتن براى مردان چند حالت دارد:
الف ـ زير سايه رفتن يا بر سر گرفتن سايبان هنگام سير و حركت در روز چه در ماشين يا هواپيما يا پياده، جايز نيست.
ب ـ احوط ترك سايه انداختن است بوسيله چيزى كه بالاى سر نيست و همراه شخص حركت مى كند مثل سايه محمل و ديواره ماشين، ولى حركت در كنار چيزى كه سايه دارد مثل ماشين ايستاده يا درخت و ساختمان مانعى ندارد.
ج ـ استظلال. مانند در شب و در ماشين سقف دار حركت كردن در شب، مانعى ندارد و ممنوعيّت آن فقط اختصاص به روز دارد.
د ـ هنگامى كه مُحرم در جايى منزل نمود، چه در مكه و چه در عرفات و منى يا غير آن اگر به جهت استراحت در خيمه و خانه برود، مانعى ندارد، ولى هنگام تردّد و رفت و آمدِ براى حوائج در بيرون خانه و خيمه بنابر احوط نبايد زير سايه برود.
2 ـ زير سايه رفتن كودكان و زنان در هيچ صورتى مانع ندارد.
3 ـ اگر مردان به جهت شدّت گرما و سرما و باران و ساير موارد ضرورى زير سايه بروند، حرام نيست، ولى كفاره دارد.
4 ـ حركت در داخل تونل و مثل آن از جهت زير سايه رفتن مانعى ندارد.
433 كفاره: كفاره زير سايه رفتن عمدى، يك گوسفند است چه اختيارا رفته باشد و چه اضطرارا؛ و اگر زير سايه رفتن تكرار شود در هر احرام، يك كفاره كافى است.
نوزدهم: بيرون آوردن خون از بدن خود
1 ـ شخص مُحرم نبايد كارى كه مى داند سبب خارج شدن خون مى شود، انجام دهد، چه به خاراندن بدن باشد و چه به كندن دندان يا غير آن باشد.
2 ـ در حالت لزوم و براى رفع ناراحتى، خاراندن بدن و كندن دندان و لو اين كه موجب بيرون آمدن خون شود، مانعى ندارد.
3 ـ شخص مُحرم اگر علم داشته باشد كه مسواك زدن موجب بيرون آمدن خون مى شود، بنابر احتياط بايد آن را ترك كند.
4 ـ انجام دادن عملى كه يقين ندارد موجب بيرون آمدن خون مى شود، مانعى ندارد.
5 ـ تزريق آمپول به مريض در حال ضرورت حتى اگر بدانند خون خارج مى شود، مانعى ندارد.
كفاره: بيرون آوردن خون از بدن در هيچ صورتى كفاره ندارد.
بيستم: ناخن گرفتن
در حال احرام گرفتن تمام ناخن خود يا قسمتى از آن، جايز نيست مگر آنكه باقى ماندن آن موجب اذيت باشد.
كفاره: كفاره گرفتن ناخن با علم و عمد به ترتيب ذيل است:
الف ـ كفاره گرفتن يك يا چند ناخن، براى هر كدام يك مُدّ طعام است.
ب ـ كفاره گرفتن تمامى ناخنهاى دستها يك گوسفند است؛ ولى اگر در بين ناخن گرفتن براى آنها كفاره به «مُد» داده باشد، همان دادن مد براى بقيه كفايت مى كند، و همين طور است حكم گرفتن تمامى ناخنهاى پاها.
ج ـ كفاره گرفتن تمامى ناخنهاى دستها و پاها در يك مجلس، يك گوسفند است مگر اين كه در بين، كفاره داده باشد.
د ـ اگر مجموع ناخن دست ها در يك مجلس و مجموع ناخن پاها را در مجلس ديگر بگيرد، كفاره آن، دو گوسفند است.
هـ: اگر ناخن او ـ مثلاً ـ شكسته باشد و او را اذيت كند جائز است آن را بگيرد ولى براى هر ناخن يك مدّ طعام كفاره بدهد.
بيست و يكم : برداشتن سلاح
برداشتن و حمل نمودن آنچه كه عرفا به آن سلاح گفته مى شود و پوشيدن سلاح بر او، صدق مى كند، بر مُحرم حرام است، و صرف همراه داشتن على الاظهر حرمت ندارد.
اگر برداشتن سلاح به جهت ضرورت باشد كفاره ندارد.
بيست و دوم: كندن درخت و گياه حرم
1 ـ كندن و بريدن هر چيزى كه در حرم روييده باشد اعمّ از درخت و گياه، بر همه افراد چه مُحرم باشند و چه نباشند، حرام است.
2 ـ چيزى كه در راه رفتنِ به صورت متعارف، كنده شود، مانعى ندارد در صورتى كه راه رفتن براى او ضرورى باشد، يا اين كه علم به قطع شدن آن نداشته باشدو الاّ محلّ احتياط است.
كفاره: بنابر احتياط كفاره كندن درخت چه شخص مُحرم باشد و چه نباشد: اگر درخت بزرگ باشد، يك گاو است؛ و اگر كوچك باشد، در صورتى كه قيمت گوسفند كمتر از قيمت درخت نباشد، يك گوسفند است؛ و اگر قيمت گوسفند كمتر از قيمت درخت باشد، بايد به اندازه قيمت درخت كفاره بپردازد؛ و در كندن گياه كفاره نمى باشد بجز استغفار.
چگونگى و مكان ذبح و پرداخت كفاره
1 ـ هرگاه بر كسى كشتن شتر يا گاو يا گوسفند به عنوان كفاره واجب شده باشد، آن را در احرام عمره، در مكه مكرمه نحر يا ذبح مى نمايد، و در احرام حج، در منى و در صورتى كه خودش قادر بر انجام آن در مكان مشخّص شده نباشد، نائب مى گيرد.
2 ـ گوسفندى كه به عنوان كفاره ذبح مى شود، لازم نيست كه شرايط گوسفند قربانى را داشته باشد.
منبع: Behjat.ir
فیش حج, بایدها و نبایدهای فیش حج, نیازمندی فیش حج, خرید و فروش فیش حج, آموزش مناسک حج, آموزش حج, حج تمتع, حج مفرده, خرید و فروش حج عمره و تمتع, احکام حج, احکام خرید و فروش فیش حج
فیش حج - حج تمتع چنانكه گذشت از دو قسمت تشكيل مى شود: عمره تمتع و اعمال حج؛ و كسى كه فیش حج عمره تمتع را انجام دهد، بايد اعمال حج را به دنبال آن انجام دهد چه حج او مستحبى باشد و چه واجب، چه نيابى باشد و چه غير آن.
اعمال عمره تمتع از پنج عمل به ترتيب ذيل تشكيل مى شود:
1 ـ احرام در ميقات
2 ـ طواف
3 ـ نماز طواف
4 ـ سعى بين صفا و مروه
5 ـ تقصير (يعنى گرفتن مقدارى از ناخن يا كوتاه كردن مو)
و اعمال حج از سيزده عمل به ترتيب ذيل تشكيل مى شود:
1 ـ احرام در مكه مكرمه
2 ـ بودن در «عرفات» (وقوف عرفات) از اول ظهر روز نهم ذى الحجة تا غروب
3 ـ بودن در «مشعر» (وقوف مشعر) از طلوع فجر روز عيد قربان تا طلوع آفتاب و شب آن بنابر احتياط.
4 ـ زدن سنگريزه به «جمره عقبه» در روز عيد قربان در منى.
5 ـ قربانى در روز عيد در منى.
6 ـ تراشيدن سر يا گرفتن مقدارى از مو يا ناخن در منى.
7 ـ طواف.
8 ـ نماز طواف.
9 ـ سعى بين صفا و مروه.
10 ـ طواف نساء.
11 ـ نماز طواف نساء.
12 ـ ماندن شب در منى در شب يازدهم و دوازدهم. براى بعضى افراد شب سيزدهم نيز لازم مى شود.
13 ـ زدن سنگريزه به «جمره اولى» و «جمره وسطى» و «جمره عقبه» در روز يازدهم و دوازدهم. و افرادى كه شب سيزدهم را در منى مانده باشند، روز سيزدهم نيز رمى مى نمايند.

فاصله و زمان عمره تمتع و اعمال حج
1 ـ فیش عمره تمتع بايد در ماههاى حج: شوال، ذى القعده، ذى الحجه، قبل از اعمال حج واقع شود و اعمال حج در وقت مقرر، يعنى از حدود روز هشتم به بعد شروع و در وقت مقرر يعنى دوازدهم يا سيزدهم ذى الحجه، خاتمه مى يابد.
2 ـ عمره تمتع و اعمال حج تمتع، بايد در يك سال بجا آورده شوند و تأخير اعمال فیش حج تمتع براى سال بعد صحيح نمى باشد.
منبع: behjat.ir
فیش حج, فیش حج عمره, فیش حج تمتع, آموزش مناسک حج عمره و تمتع, خرید فیش حج, فروش فیش حج
گوسفند قربانى بر عهده نائب است مگر آنكه در قرارداد شرط شده باشد كه پول آن را اجير كننده بپردازد.
زمان پرداخت اجرت
وقتى كه عقد اجاره بر نيابت واقع شد، اجير استحقاق اجرت را پيدا مى نمايد و مالك آن مى شود ولى زمان پرداخت آن چند حالت دارد:
الف ـ اگر زمان خاصى در ضمن عقد اجاره مشخص شده باشد، پرداخت در آن زمان لازم است.
ب ـ اگر زمان خاصّى مشخص نشده باشد، با توجّه به اين كه معمولاً بايد اجرت دريافت شود تا قدرت بر حج داشته باشد، اجير مى تواند مطالبه اجرت نمايد.
ج ـ اگر قرينه يا انصرافى بر هيچ زمانى وجود نداشت، پرداخت اُجرت به او تا بعد از تمام شدن اعمال فیش حج واجب نيست.
كم و زيادى اجرت
هرگاه مبلغى كه به عنوان اجرت، معين شده، كمتر از اجرت متعارف باشد، يا به هر دليل، براى حج كافى نباشد، بر اجير گيرنده واجب نيست كمبود را تدارك نمايد؛ مگر اين كه انصرافى در بين باشد كه كمى اجرت به عهده يكى از طرفين باشد.
و اگر مبلغ زياد بيايد، اجير گيرنده نمى تواند زيادى را پس بگيرد، هرچند كه بر نائب معين شده، مستحب است زيادى را اگر به علت صرفه جويى نبوده، پس بدهد.
نيابت يك نفر به جاى چند نفر

نيابت يك نفر به جاى چند نفر، جهت اعمال حج، بر چند گونه است:
الف ـ در خرید فیش حج مستحبى جايز است يك نفر به جاى چند نفر ـ خواه با اجرت و يا بدون آن ـ حج نمايد.
ب ـ در حج واجب، جايز نيست يك نفر از طرف بيش از يك شخص، نيابت نمايد و فقط از طرف يك نفر مى تواند حج انجام دهد.
ج ـ اگر مثلا دو نفر نذر نموده باشند كه به طور شراكت كسى را براى فروش فیش حج بفرستند در اين صورت انجام حج از طرف بيش از يك نفر، مانعى ندارد.
نيابت چند نفر از طرف يك نفر
انجام دادن حج توسط چند نفر در يك سال از طرف يك نفر، داراى چند صورت است:
الف ـ در حج مستحبى مانعى ندارد كه چند نفر هر كدام به طور جداگانه براى يك شخص حج مستحبى بجا آورند.
ب ـ در حجِ واجب اگر چند خرید و فروش فیش حج بر يك شخص واجب شده باشد، نيابت چند نفر مانعى ندارد، مثل شخصى كه وفات كرده يا قدرت بر مباشرت اعمال ندارد و حجة الاسلام و حج نذرى بر عهده اش باشد.
هـ : اگر بخواهند براى ميت يا زنده غير متمكن هم حجِ واجب و هم حج مستحبى بجا آورند نيز تعدد نائب مانعى ندارد.
ج ـ در حجِ واجب، اجير نمودن دو نفر به جهت احتياط، از طرف يك نفر مثل اين كه احتمال بدهند حج يكى از اين دو ناقص است، خالى از اشكال نيست مگر به گونه اى باشد كه قصد آنها به حج واجب و مستحب منحل باشد.
نيابت در بعضى از اعمال
بر اشخاصى كه در مكه نباشند يا حاضر باشند ولى متمكنِ از طواف نباشند ولو با حمل نمودن چه به خاطرناتوانى يا به سبب عذرى ديگر، مثل اغما يا مبطون بودن يا مرضى كه با آن طهارتش محفوظ نماند، استنابه در طواف واجب است در صورت يأس از بهبودى در وقت آن.
نيت نائب در اعمال حج
بايد شخصى كه از طرف او نيابت انجام مى شود، معين و مشخص باشد و لازم نيست نام او آورده شود اگر چه مستحب است.
منبع: behjat.ir
مناسک حج تمتع, مناسک حج عمره, آموزش تمتع, آموزش عمره, فیش حج, خرید فیش حج, فروش فیش حج, خرید فروش فیش حج
شرايط نائب
«نائب»، يعنى كسى كه براى انجام دادن حج از طرف ديگرى در نظر گرفته مى شود، بايد داراى شرايط خاصى خواه شرط جواز تكليفى نيابت يا شرط صحت فیش حج يا شرط صحّت اجاره باشد، كه به تفصيل در ذيل ذكر مى گردد:
شرط اول: «بلوغ»
بچه اى كه مميز نيست ـ يعنى خوب و بد را نمى فهمد ـ در حجِ واجب نمى تواند نائب شود ولى بچه اى كه مميّز است، صحت نيابت او ـ بنابر شرعيّت عبادت صبى مميز ـ در حجِ واجب و غير آن، خالى از رجحان نيست.
شرط دوم: «عقل»
نيابت «ديوانه» صحيح نيست، مگر اين كه جنون او ادوارى باشد و در زمان بهبودى او نيابت صورت گيرد.
تذكر: نيابت شخص «سفيه» بدون اجير شدن مانعى ندارد؛ و با اجير شدن هم با اذن سرپرست او، مانعى ندارد.
شرط سوم: «ايمان»
نائب علاوه بر اين كه خداوند متعال و حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را قبول دارد، بايد به امامت دوازده امام عليهم السلام هم معتقد باشد؛ پس نيابت غير مؤمن صحيح نيست، هرچند كه اعمال را طبق مذهب حق بجا آورد.
شرط پنجم: «مورد اعتماد بودن نائب وقابليت انجام دادن اعمال به نحو صحيح»
1 ـ كسى را كه به عنوان نائب، اجير مى نمايند، بايد اعتماد داشته باشند كه به وظيفه اش عمل مى نمايد هرچند عادل بودن وى لازم نيست. و بايد به گونه اى باشد كه قابليت انجام دادن اعمال را به نحو صحيح داشته باشد هر چند فعلاً بعضى مسائل را نداند ولى قبل از عمل بتواند ياد بگيرد، يا با راهنمايى ديگران بتواند به نحو صحيح انجام دهد.

2 ـ تا يقين نداشته باشند كه نائب به وظيفه اش عمل نموده يا اماره معتبرى نباشد، خرید فیش حج از عهده كسى كه از طرف او نيابت صورت گرفته، ساقط نمى شود.
شرط ششم: «بنابر احتياط معذور از بعضى اعمال نباشد»
مراد از معذور نبودن آن است كه بتواند وظايفى را كه در حال اختيار براى بجا آورنده فروش فیش حج مشخص شده، انجام دهد.
1 ـ اگر ممكن باشد كه فردى را اجير نمايند كه عذر و مشكلى ندارد، بنابر احتياط نمى توانند كسى را كه در ترك بعضى از خرید و فروش فیش حج يا در بجا آوردن آن به طور صحيح، معذور باشد اجير نمايند؛ و اكتفا به حج تبرعى چنين شخصى هم مشكل است.
2 ـ خدمه كاروانها و مانند آنها اگر شب عيد قربان را در مشعر الحرام نمى مانند، بنابر احتياط نمى توانند نائب شوند.
3 ـ اگر كسى هنگام پذيرفتن نيابت، بر انجام وظائف كامل قادر بوده ولى در بين اعمال، عذرى براى او پيش آمده، تمام كردن عمل طبق وظيفه عذرى كفايت مى كند و مضر به صحيح بودن نيابت نيست.
4 ـ نيابت كسى كه به ارتكاب بعضى از محرّمات احرام مثل زير سايه رفتن مضطر باشد، اشكال ندارد.
جواز نيابت مرد از طرف زن و بالعكس
مرد مى تواند از طرف زن، حج نيابى انجام دهد و عكس آن نيز جايز است هرچند مرجوح است.
جواز نيابت كسى كه حج نرفته
نيابت كسى كه تا كنون به حج نرفته ـ كه به او «صَرورَه» مى گويند ـ اگر شرايط لازم را دارا باشد، مانعى ندارد، هرچند مكروه است؛ ولى اگر مزايايى در او باشد از قبيل فقاهت و تقوى و كمالات ديگر، مكروه نيست؛ بلكه موجب راجحيّت مى شود.
اگر بر نائب خریدار فیش حج واجب باشد
اگر نائب در همان سالى كه اجير شده است، بر او حج واجب و فورى باشد ـ مثل حَجة الاسلام يا نذر يا غير آن ـ دو صورت دارد:
الف ـ اگر كسى با علم و آگاهى به اين كه نبايد نائب مى شده، اجير شده، خلاف كرده ولى حج او صحيح است و حج از عهده ميّت ساقط مى شود؛ ولى اگر قائل به صحت اجاره به نحو ترتب نباشيم، نائب مستحق اجرتى را كه معين نموده اند نمى باشد؛ بلكه مستحق اجرت متعارف حج است.
ب ـ اگر كسى بدون علم و عمد، يا به خاطر اين كه نمى دانسته حج بر او واجب بوده، يا غافل بوده يا فراموش كرده، نائب شود؛ در همه اين صُوَر هم حج او صحيح است و بنابر كفايت اينها در تحقق شرط اجاره، مستحق اجرت قرار داده شده هم مى باشد.
اگر نائب قبل از اجير شدن يا بعد از آن، مستطيع شود
1 ـ اگر نائب قبل از اين كه عقد اجاره واقع شود، مستطيع بوده، عقد اجاره ـ به جهت عدم قدرت شرعى ـ باطل مى باشد و بايد با هزينه خود براى خودش حجّ بجا آورد؛ اگر با اين فرض نيابت نمود، حكم آن در مسأله 206 و 207 بيان شد.
2 ـ اگر نائب بعد از اين كه عقد اجاره واقع شد، مستطيع شود، عمل به مفاد اجاره لازم است و در سال بعد براى خود حج بجا مى آورد. واگر مباشرت در انجام حج در نظر نبوده، بايد براى منوب عنه نائب بگيرد كه حج ميقاتى انجام دهد، و خودش براى خودش حج بجا آورد.
شرايط كسى كه از طرف او نيابت صورت مى گيرد
1 ـ كسى كه از طرف او نيابت صورت مى گيرد، بايد مسلمان باشد؛ و صحت نيابت از طرف شخص كافر، به احتمال حصول تخفيف عذاب، محل تأمل است؛ و اگر كافر مستطيعى وفات كند و ورثه او مسلمان باشند، واجب نيست براى او نائب بگيرند. و نيابت مؤمن از طرف غير مؤمن نيز محل تأمل است.
2 ـ گذشت كه نيابت از طرف شخصى كه حج واجب بر عهده اوست و توان انجام حج را دارد، جائز نيست و نيز گذشت كه انجام دادن حج از طرف كسى كه وفات نموده ـ چه حج واجب و چه مستحب، و چه با مزد و چه بدون مزد ـ مانعى ندارد؛ و نيز انجام دادن حج مستحبى از طرف شخص زنده مطلقا مانعى ندارد.
3 ـ نيابت از طرف كسى كه به سن بلوغ نرسيده و يا شخص ديوانه، مانعى ندارد؛ بلكه اگر حج بر عهده شخص ديوانه در حال بهبوديش واجب شده باشد و در حال ديوانگى مرده باشد، واجب است براى او اجير بگيرند.
نحوه قرارداد نيابت براى حج
1 ـ نيابت همچنانكه با اجاره و نيز به صورت تبرع و مجانى محقق مى شود با «جُعاله» و «شرط ضمن عقد» نيز صحيح است.
2 ـ اگر در قرارداد قيد شده باشد كه اجير شخصا حج بجا آورد، يا در قرارداد قيد نشده باشد ولى نزد طرفين منصرف به آن باشد، اجير نمى تواند ديگرى را به جاى خود اجير نمايد مگر اين كه اجازه بگيرد.
تخلف از مفاد قرارداد نيابت
1 ـ اگر گونه خاصى براى حج، در ضمن قرارداد در نظر گرفته شود ـ مثل اين كه نائب از راه خاصى به حج برود ـ وى بايد طبق آن عمل نمايد، و اگر تخلف كرد، بر دو گونه است:
الف ـ اگر در نظر گرفتن كيفيت مورد نظر، به گونه شرطيت باشد، يعنى شرطِ معامله باشد، اجير كننده مى تواند فسخ نمايد و اجرت المثل بپردازد، ولى اگر فسخ نكرد، نائب، مستحق تمام اجرت می باشد.
ب ـ و اگر در نظر گرفتن كيفيت فیش حج مورد نظر، به گونه جزئيت باشد، يعنى جزء و قسمتى از اعمال بوده، در اين صورت نيز اجير كننده، حق فسخ دارد و اجرت متعارف اعمال انجام شده را مى پردازد؛ ولى اگر فسخ نكرد، نائب فقط استحقاق اجرت به اندازه اعمال انجام شده را دارد و نسبت به آنچه كه مخالفت كرده حقى ندارد.
2 ـ اگر نائب به طور اتفاقى براى انجام دادن حج تمتع، وقت كافى پيدا ننمود، و به حج اِفراد عدول نمود و بعد از انجام آن عمره مفرده اى انجام داد، حج از عهده منوب عنه برداشته مى شود؛ و اگر نيابت، اين بوده كه حج از عهده منوب عنه ساقط شود نائب، مستحقِ اُجرة المسمى مى باشد؛ ولى اگر صِرف ساقط شدن حج از عهده ميت، مقصود از قرارداد نبوده بلكه انجام دادن اعمال به كيفيت خاص و معهود، مراد از قرارداد باشد، نائب مستحق اُجرة المسمى نيست، بلكه مستحقِ اجرت متعارف اعمال انجام شده است (اُجرة المثل).
اگر نائب وفات كند يا نتواند به حج برود
1 ـ اگر كسى كه براى انجام دادن حج، نائب شده وفات كند، دو صورت دارد:
الف ـ اگر نائب بعد از مُحرم شدن و داخل شدن در حرم، وفات نمايد، حج از عهده شخصى كه از طرف او نيابت صورت گرفته شده، ساقط مى شود.
ب ـ اگر نائب قبل از مُحرم شدن يا قبل از داخل شدن در حرم، وفات نمايد، حج از عهده منوب عنه ساقط نمى شود و لازم است دوباره نائب گرفته شود.
2 ـ هرگاه نائب پس از مُحرم شدن به علت جلوگيرى دشمن يا به جهت بيمارى نتواند فیش حج بخرد، حكم او با كسى كه مى خواسته از طرف خود حج برود و به يكى از اين دو علت نتوانسته حجّ برود يكى است كه بيان خواهد شد. و اگر اجاره مقيد به همان سال بوده فسخ مى شود و از جهت استحقاق اجرت، با توجه به شرايط در نظر گرفته شده در قرارداد، موارد آن مختلف است كه مراعات هر موردى به خصوص مى شود؛ و اگر اجاره مقيد به همان سال نبوده، حج بر عهده او باقى مى ماند و هيچ كدام حق فسخ ندارند.
حكم استحقاق اجرت در فرض وفات نائب
اگر نائب در حين اعمال حج يا قبل از آن وفات كند:
الف ـ اگر مقصود از قرار داد، اين بوده كه حج از عهده منوب عنه، برداشته شود ـ يعنى ذمه او فارغ شود ـ و تصريح به پس گيرى اجرت در صورت وفات نشده باشد، در اين صورت اگر نائب بعد از مُحرم شدن و داخل شدن حرم بميرد، مستحق تمام اجرت مى باشد، اگر چه تصور آنها محقّق شدن فرد كامل بوده است.
ب ـ اگر منظور از قرارداد اين بوده كه علاوه بر فارغ شدن ذمه منوب عنه، اعمال نيز انجام شود، كه در اين صورت، نسبت به هر اندازه اى كه از اعمال انجام داده، مستحق مزد خواهد بود؛ و اگر مقدمات سفر هم داخل قرار داد بوده، بر آنها نيز استحقاق اجرت دارد.
قبول دو نيابت در يك سال
اگر شخصى براى انجام دادن حج در سال مشخصى، اجير شود، از طرف ديگرى براى همان سال، نمى تواند اجير شود؛ مگر اين كه يكى از دو قرارداد به گونه اى باشد كه اختيار واگذارى آن را به ديگرى داشته باشد.
تقديم و تأخير حج از مفاد قرارداد
اگر شخصى جهت حج براى سال معيّن اجير شود، نمى تواند تأخير نمايد، ولى اگر فیش حج متوفی را از سال ياد شده جلوتر انجام داد ـ اظهر ـ صحيح بودن آن است، مگر اين كه تصريح شده باشد كه جلو و عقب بجا آورده نشود.
واگر از سال ياد شده حج را تأخير انداخت، حج از عهده منوب عنه برداشته مى شود ولى مستحق اجرت نخواهد بود مگر اين كه منظور از قرار داد، منحل به دو چيز شود: يكى اصل انجام شدن حج و ديگرى حج در سال معين، كه بعيد نيست نائب مستحق اجرت متعارف حج باشد.
اگر نائب حج خود را فاسد كند يا كفاره بر او ثابت شود
1 ـ هر گاه شخصى را براى حجِ واجب يا مستحب اجير كنند و او حجِ خود را به جماع قبل از مشعر ـ يعنى بعد از خارج شدن از احرام عمره تمتّع و مُحرم شدن براى حج ـ فاسد نمايد، واجب است حج را به آخر برساند و سال بعد حج نموده و يك شتر نيز كفاره بدهد و در حجِ واجب ذمه منوب عنه فارغ نمى شود، مگر اين كه نائب حج را به طور صحيح اعاده نمايد؛ و اگر نيابت مقيد به سال اول نباشد، ظاهر آن است كه استحقاق اجرت دارد. و احكام ذكر شده ـ غير از استحقاق اجرت ـ در حج تبرعى نيز جارى است.
2 ـ اگر نائب كارى كند كه موجب كفاره باشد ـ مثلاً در حال احرام زير سايه برود ـ كفاره بر عهده خود اوست، چه نيابت به مزد باشد يا تبرعى و مجانى.
1 ـ «جعاله» مثل اين كه شخصى به ديگرى بگويد: اگر براى من يا ديگرى حج بجا آوردى، فلان مبلغ به تو مى دهم.
2 ـ «شرط ضمن عقد» يعنى اين كه در زمانى كه مثلاً معامله يا عقد ازدواج و...انجام مى دهند در ضمن آن شرط كنند كه حج بجا آورده شود.
3 - اُجرة المسمى،يعنى اجرتى كه در قرارداد، مشخص شده و اجرة المثل يعنى اجرتى كه براى هر عمل، در عرف در نظر گرفته مى شود.
منبع: Behjat.ir
فیش حج, اخبار حج, مناسک حج, شرایط خرید و فروش فیش حج, فروش فیش حج, آموزش مناسک حج تمتع, آموزش مناسک حج تصویری, فیش حج رهبر انقلاب, خرید فروش حج